با فعال سازي تلفن همراه، مي توانيد بدون اتصال به اينترنت و از طريق پيامک اقدام به ارسال پيام عمومي و نظر در پارسي يار نماييد.
براي ارسال پيام به پارسي يار، کافيست + در ابتداي پيامک بگذاريد و متن مورد نظر خود را وارد نماييد و به شماره 3000226060 ارسال نماييد.
براي ارسال نظر برای آخرين پيامي که با پيامک به پارسي يار فرستاه ايد، کافيست ++ در ابتداي پيامک بگذاريد و متن مورد نظر خود را وارد نماييد و به شماره 3000226060 ارسال نماييد.
در ازاي ارسال هر پيامک براي پارسي يار مبلغ 130 ريال از اعتبار کاربري شما کسر خواهد شد.
براي بارگذاري فايلهاي رسانه اي اينجا را کليک کنيد.
در بخش آدرس رسانه، کليه آدرسهاي تصويري، آدرسهاي صوتي با فرمت mp3، wav، wma، mid و آدرسهاي فيلم با فرمت mp4، wmv، 3gp، 3gpp، avi، mov، flv و آدرسهاي فلش با پسوند swf پشتيباني مي شود.
همچنين کليپهاي مربوط به سايت آپارات، با لينک مستقيم آن کليپ پشتيباني مي شود.
توجه : برچسب هاي زير در متن ارسالي شما قابل استفاده است. در حين ارسال پيام براي
هر کاربر، داده مربوط به آن کاربر جايگزين اين بر چسب ها مي شود.
*pb:BlogNic* : عنوان کاربر در پارسي يار
*pb:BlogAuthor* : نام و نام خانوادگي مدير وبلاگ
*pb:BlogTitle* : عنوان وبلاگ
*pb:BlogUrl* : آدرس کامل وبلاگ
گزينه ها:
هر گزينه بايد در يک سطر مستقل قرار گيرد. گزينه ها با کليد Enter جدا شوند.
براي هر پيام حداقل دو و حداکثر ده گزينه قابل تعيين است.
+بيا كمي فكر كنيم
به بهار...
تابستان
وپاييز
به روزهاي از پي هم گذشته
و ساعت هاي رفته
به ثانيه هاو لحظه لحظه هاي زندگي
بيا نگاه كنيم كه لحظه هاي زندگيمان چگونه سپري شد
روي ابر هاي زمانمان چه چيزي نگاشته شد
خوب بود يا بد؟
زيبا بود يا زشت؟
معنويت داشت يا نه؟
اصلا دوستش داشتي؟
بيا كمي فكر كنيم
به كارهايمان،خطاهايمان
كمي بسنجيم...
واز نو شروع كنيم
امروز اول هفته است
و فرصتي ديگر...
دوباره بهار شو...
...جنگ را ببيند و اخبار آن را بشنود، از قصه دختران معصوم سوسنگرد باخبر است؟
آن مظاهر شرم و حيا را چه کسي ياد ميکند که بيشرمان دامنشان را آلوده کردند و زنده زنده به رسم اجدادشان به گور سپردند.کدام پسر دانشجويي ميداند هويزه کجاست؟ چه کسي در هويزه جنگيد؟ کشته شده و در آنجا دفن گرديد؟
چه کسي است که معني اين جمله را درک کند: نبرد تن و تانک؟!
اصلا چه کسي ميداند تانک چيست؟ چگونه سر 120 دانشجوي مبارز - ...سادات خانم...
و مظلوم چگونه زير تانک له ميشود؟
آيا ميتوانيد اين مسئله را حل کنيد؟ - ...سادات خانم...
+حجاب برتر من!!تــــو
روحَــــــم را مـــي آرايـــي
نــــه تتن ِ نَحيــــفَ و خــــاکي ام را
بر سرم که مـــــــي گُــذارمت
رهــــآ مي شوم
از تمـــام ِبنــــدهــاي
اســــارت ـ دُنـــيا
و
کنـــده مي شومـ
از اين زَمـــينِ خـــــــاکي
و سبُـــک مــي شوم
از تمــــام وابستگـــــي هــــايِ تَـــن
و اوج مي گيـــرَم
تــــــا خُــــــــدايي شُـــدن
+خواهرم! چادر خلعت زيباي رهروان وادي عشق است که طوفان هوس ها توان خلعت آن ها را ندارد. چرا که آنان معجون فهم و عشق و تسليم رابه کام جان خود ريختند و چنين معجوني پادزهر هوس هاي آدمي است.
بابا اينا چيه؟ عکس دوتا شکلات بذاريد! بعد يکيشو مگسي کنيد! يکشم تو پلاستيک بذاريد! بعد ب دخترا بگيد : ببين دخترم شکلات پلاستيک داره مگسي نيس! اون لامصب خعلي موثرتره!!! :دي خخخخخخخخ - *~*~*سعيد*~*~*
+فرازي از وصيت نامه شهيد محمداسماعيل محمدي: امروز معيار ارزش من انسانيت در پناه توحيد است، معيار ارزش من ميزان تقوا و پرهيزكاريهايم ميباشد؛ امروز خوش بودن در خوش ي ديگران و تن را پوشاندن با ازار ساده؛ و انساني كه خليفهالله بر روي زمين ميباشد، معيارهاي ارزش من ميباشند و با ابعاد مادي و معنوي آن شروع به خودسازي كردهام تا خودي بسازم در خدمت خلقالله و براي رضاي الله.
+فرازي از وصيت نامه شهيد حسن باقري(غلامحسين افشردي) :همسر مهربانم، از تو ميخواهم كه رسالت رساندن پيام شهيد را بر دوش خود بكشي و در راه رساندن نداي اسلام به گوش جهانيان كوشش نمايي.
+خانمي مي گفت: مي گويند، سياهي چادرت چشم مي زند!
چشم آدماي حريص و نا پاک را...
چشم را که هيچ! خبر نداري، تازگي ها دل را هم مي زند!
دل آدم هاي مريض و ناپاک را...
از شما چه پنهان چادرم دست و پا گير هم هست!
دست و پاي بي بند و باري را مي بندد...
چادر براي کساني هست که نمي خواهند عزت آخرتشان رابه بهاي نا چيز لبخند هاي هرزه بفروشند.
چادرم سند بندگي و عبوديتم راامضا ميکند...
بايد که راه فاطمه روشن بماند..
+پيامبر خدا(ص) فرمودند : هر فرزند نيکوکاري که بامهرباني به پدر و مادرش نگاه کند در مقابل هر نگاه ثواب يک حج کامل مقبول به او داده مي شود. سوال کردند حتي اگر روزي صدمرتبه به آنها نگاه کند؟ فرمود:آري خداوند بزرگ تر و پاک تراست.
+همســــر شهيد باعبـــاني (مستندساز شهيد در سوريه) ميگويــد :
چند روز پيش دختــــرم سؤال کــــرد :
بابا کجــــاست؟
گفتم رفته سرکار؛گفت: چرا زنگ نميزنه دلم برايش تنگ شده است
او به من ميگـــويد :
بابا قهرمـــان شده عکسش را همه جــــا زدهاند
بهش زنگ بــــزن بگو بياد عکس هاشــــو ببينــــه ...