پيام
+
دو نفر بودند.دو تادختر که توي حوض خالي ميدان شهيد مطهري
سنگر گرفته بودند.دورو برشـان پر بود از نيــــرو،اما نه خــودي...هيچ کاري نمي شد برايشان کرد،خرمشهر تقريباًافتاده بوددست عراقيها.حلقه ي محاصره ميدان مطهري تنگترميشد...رفتيم پشت بام يک ساختـمان دو نفر بودند.دو تا دخـتر که راه عراقـيهاراآن همه مدت سدکرده بودند.گويا فشــنگ هايشان هم تمام شده بود.خون خونمان را مي خورد،بايد برايشان کاري ميکرديم...

* گل نرگس *
92/12/8
...سادات خانم...
عراقيها ديگر شلــيک نمي کردند. مي خواستند بگيرندشان، زنــــده
ديگر رسيده بودند به ميدان که ناگهـن دوصداي شليک آمد -تق -تق
لوله هاي تفنگ را گرفته بودند سمت همديگـــــر. آنها دو نفر بودند.
تبسم بهار ♥
واي ......................چقد عقبم ...
...سادات خانم...
:'(
immolate
....
قافيه باران
:(
داش هادي
:(