شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ پدر سـردار شهيد عبـدالله شهـروي :خيلي دوست داشتم عبدالله را داماد کنم. چند بار به او گفتم : بابا جان ازدواج کن. در جوابم مي‌گفت : پدرجان ان شاالله هر وقت جنگ تمام شد و به پشت جبهه برگشتم ازدواج مي‌کنم.هر موقع که به مرخصي مي‌آمد خواسته ام را تکرار مي‌کردم. يک روز که به مرخصي آمد گفتم : باباجان آرزو دارم تا زنده ام دامادي تو را ببينم. گفت : حالا زوده! به شوخي گفتم : اگر در انتخاب همسر مشکل داري...
*ري را
92/9/28
به دختراني که از مدرسه بيرون مي‌آيند نگاه کن، هر کدام را که پسنديدي بگو تا برايت خواستگاري کنم. در جوابم گفت : چشمي‌که بخواهد به دختر مردم نگاه کنه، با انگشت بيرونش ميارم و زير پا له مي‌کنم! (ولادت : 20/8/41 ـ گرمسار / شهادت : 22/10/65 ـ شلمچه / عمليات کربلاي پنج / فرمانده گردان امام سجاد ع) (خلوت خاطره‌ها ص18)
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top